فهرست

دانشکده طب سنتی بابل، دانشکده حکیم ابوالحسن ترنجی

  • حکیم ابوالحسن ترنجی کیست؟

    حکیم ابوالحسن ترنجی، طبیب نامدار قرن چهارم بوده که به علت تولدش در شهر ترنجه، به این نام خوانده شده است. حکیم ابوالحسن ترنجی که حکیم ابوالحسن طبری نیز خوانده می شود، از پزشکان شیعه تبرستان و در زمان قبل از ابن سینا می زیسته است. او شاگرد ابوماهر شیرازی ( و احتمالا رازی) و هم درس علی ابن عباس اهوازی (صاحب کتاب کامل الصناعه الطبیه) و ابن مندویه (صاحب کفایه الطب) بوده است. 

    او در ابتدا پزشک مخصوص ابوعبدالله بریدی  بود و بعد از مرگ وی در حدود ۹۷۰ میلادی پزشک دربار رکن‌الدین دیلمی شد. وی احتمالا در حدود سال ۳۷۵ ق/ ۹۸۵ م، درگذشته است.

    او پیرو نظریه مشهور بقراط و جالینوس و رازی که «طبیب باید فلسفه بداند، طبیب فاضل باید فیلسوف هم باشد» بوده‌است.

    ابوالحسن طبری در جوانی به عنوان یک پزشک متبحر شهرت یافت. در سال‌های جوانی به همراه استادش در دستگاه ابوعبدالله بریدی از امرای عباسی که دو بار نیز به وزارت رسید، به خدمت مشغول شد. همچنین با فرزند عبدالله؛ یعنی ابوالقاسم بریدی که او نیز از بزرگان دستگاه خلافت بشمار می‌رفت، در ارتباط بود. زمانی نیز ابوعبدالله بریدی وی را برای درمان نوعی بیماری سوداوی معزالدوله دیلمی، نزد وی به اهواز فرستاد.
    وی پس از درگذشت ابوعبدالله بریدی، در حدود سال 970 میلادی، به دستگاه رکن الدوله دیلمی پیوست و غالبا به درمان نزدیکان او نیز می‌پرداخت. ابوالحسن بیش از همه چیز از طریق تصنیف کتاب « المعالجات البقراطیة » شهرت یافت. این کتاب یک درس نامه پزشکی نفیس و دست کم برای دوران مؤلف آن، بی همتاست. چنان که در بسیاری از صفحات این اثر دیده می‌شود، ابوالحسن به رغم خدمت در دستگاه امیران و گرفتاری‌های ناشی از آن، فرصت سفر نیز بسیار یافته، از شهرهای بسیار دیدن کرده و از آزموده‌های گروه‌های گوناگون مردم استفاده جسته است. وی نیز در طبرستان، ری، اهواز، آبادان، بصره، بغداد، موصل و شام به سربرده، از کحالان و نیز از ملاحان بصره شیوه درمان برخی بیماری‌های چشم را، از اهل موصل خواص آب چشمه‌های گوگردی را در درمان بیماری‌های پوستی، از مردم ناحیه‌ای میان اصفهان و اهواز درمان مارگزیدگی را، از مردمان خوزستان درمان گزش راسو را که به سخن وی در این ناحیه بیش از هر منطقه دیگر یافت می‌شود و از اهالی سیستان شیوه درمان گزش موش کوررا آموخته است.

    ابوالحسن طبری، کتاب های دیگری از جمله علاج الاطفال (اولین کتاب اختصاصی در بیماری های اطفال)  رسالة فی ذکر القارورة، مقالة فی طب العین، کتاب العین فی المعالجات و القرابادین دارد.

    شهر ترنجه کجاست؟ 

    بر اساس منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی، یکی از شهرهای مهم قرون اولیه اسلامی در طبرستان، شهر ترنجه بوده است. این شهر که در متون  به نام های گوناگونی نظیر بُرجی، تُرَنجی، تُرجی، تَریجی، تورانجیر و تژیر اشاره شده، مابین شهرهای مامَطیر (بابل کنونی) در جنوب، میله (آمل) در غرب و سارویه (ساری) در بخش شرقی در منطقه جلگه ای قرار داشته است.

    کهن ترین ماخذی که به نام ترنجه به عنوان شهری در طبرستان اشاره می کند نویسنده اعلاق النفیسه (تالیف 290 ه.ق) است (ابن رسته، 1365: 176). این شهر در متون و منابع کهن با املاهای متفاوتی چون تُرَنجِه (ابن رسته، 176؛ ابن فقیه، 1349: 147؛ یاقوت، 1383: 27)، تُرَنجی (مقدسی، 1361: 73)، بُرجی (اصطخری، 1340: 170-175؛ لسترنج، 1337:  400)، تَریجی (ابن حوقل، 1366: 120)، تَرجی (حدود العالم، 1362: 145؛ جیهانی، 1368: 146؛ اولیاء الله آملی، 1348: 90-126)، تریچه، توجی و توران چی (رابینو، 1382: 201-200) و به صورت های تَریجه، تَریجی، تَرجه و تُرجی (ابن اسفندیار، 1366 :74، 180، 231- 239) آورده شده است. اصطخری (340ق) به عنوان پیشگام تهیه نقشه های تصویری، در ذیل نقشه طبرستان، مکان تقریبی شهر را در بین شهرهای طبرستان مشخص ساخته است.

    نویسنده حدودالعالم (تالیف372ق.) در ذکر ترنجه آن را ترجی خوانده و در این باره نوشته است:  "شهرکیست آبادان و قدیم‌ترین شهریست اندر طبرستان"(حدودالعالم، 1362: 145). 

    عده ای معتقدند تاریخ شهر ترنجه به دوره ساسانی بر می گردد.

    ابن فقیه همدانی نیز درباره فاصله این شهر تا مامطیر (بابل کنونی)، فاصله آن را شش فرسخ (36 کیلومتر) دانسته است. وی همچنین از این مکان به عنوان شهرک نام برده که به نظر می رسد در آن زمان از بزرگی و آبادانی برخوردار نبوده است (ابن فقیه، 1349: 147). ابن حوقل نیز در قرن چهارم ق. نام این شهر را تریجی ذکر کرده و مکان آن را بین بندر عین الهم (محمود آباد) و میله دانسته است. وی در ادامه، فاصله شهر میله تا ترنجه را سه فرسخ (18 کیلومتر) تخمین زده است (ابن حوقل، 1366: 126). بر اساس تاریخ طبرستان تالیف ابن اسفندیار (613 هـ..ق.) از 27 شهر مازندران در قرون اولیه اسلامی ، 16 شهر در منطقه جلگه ای قرار داشتند. از جمله این شهرها که در منطقه جلگه ای قرار داشته، ترنجه است که مابین شهرهای میله در غرب، مامطیر در جنوب و سارویه در شرق قرار داشت (ابن اسفندیار،1366: 75-74).

    درباره وجه اشتقاق شهر ترنجه مستندترین روایتی که موجود است مربوط به تاریخ طبرستان است. وی وجه تسمیه این مکان را مربوط به نبرد فرخان (حک 115-98ق.)- دومین حاکم اسپهبدان طبرستان - با ترکان و شکست آنان در این منطقه می داند. وی در این باره اشاره کرده است:

    "به عهد فرّخان بزرگ ترکان چنانچه رفت که ضریبه (خزینه) بستانند و به طبرستان تعرّض نرسانند، چون دو سال برآمد در بند‌ها و مسالک (ممالک) را استواری‌ها کردند و به اداء ضریبه و اناوه تهاون نموده و بعد تحصین مضایق و تمکین مداخل و مخارج ولایت از هامون برخاسته و به موضوعی که فیروز‌آباد گویند به حدّ لَفور باز شده و نشسته، ترکان چون خلاف وفا بدانستند به طبرستان آمدند و صُول گفتند پادشاه را، بدین موضع که شهرست لشکرگاه شاخته به هر طرف به غارت و تاراج تاختن می‌بردند تا شبی فرّخان بر سبیل شبیخون تاختن بر سر ایشان آورد و ظفر یافت، صول را با حمله‌ی حشم تُرک بکشتند چنانگه پشته پشته از کشته با دید آمد و باقی که از لشکرگاه غایب بودند به کمینگاه گرفتار آمدند و طمع ترکان از طبرستان منقطع شد. این موضع را شهر ساختند و توران‌جیر نام نهادند" (ابن اسفندیار، 1366: 73).

    رابینو موقعیت شهر تریچه، تُریچه یا توران چی (رابینو، 201-200) را در نزدیکی روستای تجری اسب شورپی یا کاردگر نماور از دهستان جلال ارزک جنوبی- بخش مرکزی شهر بابل (رابینو، 1382: 181) و در 5/16 کیلومتری غرب آن به طول جغرافیایی 52 درجه و 32 دقیقه و عرض جغرافیایی 36 درجه و 34 دقیقه می داند (فرهنگ جغرافیایی، ج28: 30). اردشیر برزگر محل کنونی روستای ابوالحسن کلای از دهستان گنج افروز با بخش مرکزی شهرستان بابل و در 16 کیلومتری جنوب آن با طول جغرافیایی 52 درجه و 38 دقیقه و عرض جغرافیایی 36 درجه و 24 دقیقه (فرهنگ جغرافیایی، ج28: ص41) را شهر ترنجه معرفی می کند (برزگر، جلد1: 1329، ص74). وی همچنین ترنجه را به عنوان کهنترین و آبادترین شهرک های طبرستان در دوره ساسانیان بر شمرده است (همان، 74).

    البته لازم به ذکر است که امروزه فقط دو تپه (پشته) در این روستا باقی مانده است که در محل از آن به قلعه کتی یاد می شود. اگرچه به منظور اثبات این مسئله که روستای ابوالحسن کلا همان شهر تاریخی ترنجه بوده، نیاز به مدارک باستان شناختی و مطالعات گسترده تری است. از معدود پژوهش های باستان شناسی در روستای ابوالحسن کلا (شهر تاریخی ترنجه)، به بررسی های باستان شناسی مرحوم موسی درویش روحانی در دهه 50 شمسی می توان اشاره کرد. از آن زمان تاکنون هیچ گونه مطالعات باستان شناختی در این شهر صورت نگرفته است. همچنین پژوهش های باستان شناسی انجام گرفته درباره این شهر به ویژه متون تاریخی و جغرافیایی دوران اسلامی توسط دکتر جواد نیستانی انجام و منتشر شده است. تا اینکه در تابستان سال 1389 جناب آقای مجتبی صفری، پروژه بررسی باستان شناختی و نقشه برداری محوطه های روستای ابوالحسن کلا (صفری، 1389) را مورد مطالعه قرار دادند و نتایج حاصل از آن را منتشر کردند.